ورود     ثبت نام
Skip Navigation Links
صفحه نخست
اطلاع رسانیExpand اطلاع رسانی
دفترهای هنریExpand دفترهای هنری
منابع محتواییExpand منابع محتوایی
بانك اطلاعات هنرمندان Expand بانك اطلاعات هنرمندان
درباره ماExpand درباره ما
مرکز آبادان

تولد ، عشق، مرگ
نقدو بررسی نمایش ” شبهای خواهران برونته “ توسط دكتر قطب الدین صادقی
پیچیدگی نمایش و احساسات خواهران برونته بخوبی توسط كاركردهای متفاوت ابزارها به نمایش در می آید . و فضاسازی از طریق مواردی بسیار ساده از جمله نوشتن روی دیوار ، زمین ، پایین آمدن نور و ... این پیچیدگی را به خوبی نشان می دهد .
تعداد مشاهده : 433 مقالات نمایش  شنبه، 21 شهريور 1388  09:46:46

شیما بهره مند : دكتر قطب الدین صادقی در نشستی كه امروز در كافه تریای اصلی تئاتر شهر با حضور گروه آلمانی مارین باد برگزار شد . به نقد و بررسی نمایش شب خواهران برونته پرداخت .
دكتر قطب الدین صادقی در مورد این نمایش گفت : خواهران برونته برای من به نوعی سه خواهر چخوف است ، البته بر عكس . چون چخوف در سه خواهر ناممكن ها را بیان كرده اما خواهران برونته ممكن ها را به تصویر می كشد .
ساختار نمایش بر اساس تولد ، عشق ،كار و مرگ است یعنی به نوعی بیوگرافی آنان است . از كودكی آنها كه آموختن عشق است تا نوجوانی كه تجلی عشق و جوانی كه هر یك از خواهران تعابیر مختلفی از عشق دادند .
دكتر قطب الدین صادقی ، امیلی را شخصیت كلیدی نمایش دانست و گفت : آن عاشق شاگرد كشیش شده و شارلوت كه عاشق مردی خیالی ( بایرن ) می شود و این شارلوت است كه دنیای رویاها را لمس و درك می كند . به عقیده من شخصیت اصلی امیلی است چون به كشف عشق و زندگی و راز مرگ كه همه رازهای بزرگ و عمیقی هستند می رسد . زیستن دركنار قبرستان و با آدم هایی كه تنها از مرگ و زندگی در دنیایی دیگر حرف می زنند موجب می شود كه امیلی به شخصیتی مرده عشق بورزد .
وی درباره داستان این نمایش گفت : اشنایدر نویسنده نمایشنامه و دیتركمل ، كارگردان نیایش به طرز هوشمندانه ای شخصیت برادر و پدر را حذف كرده و تماشاگر را روی زندگی و مرگ و احساسات این سه زن متمركز می كند .
به رغم طبیعت تیره باتلاق ها و دنیای بسته زندگی شان این سه خواهر راهی به سوی خلاقیت باز می كنند در حالی كه حتی كتاب ها و روزنامه ها از آنها دریغ می شد اما آنها ذهن خود را باز كرده و با شهامت دست به قلم بردند . به نظر من نمایش شب خواهران برونته شرح رهایی درونی و از بین برداشتن هرگونه سركوب بیرونی است و راهی به بیرون باز كردن و اثبات خلاقیت و توانایی انسان .
صادقی با اشاره به وجود تبعیض در مورد زن در تمام دنیا این نمایش را فمنیستی دانست و گفت : به گفته ژان ژنه نویسنده ، دنیا دو تكه است . یك تكه دنیای خشن مردانه و تكه ای دیگر دنیای احساسی سركوب شده زنان . امیلی قدرت و خلاقیتی را كه در دیگران به طور بالقوه وجود دارد بیدار می كند و این هم بستگی زنانه به نوعی فمنیسم است و به عقیده من به زنان می آموزد كه چگونه با همبستگی وهمیاری می توانند به قله های رفیع موفقیت دست یابند . چون تمام شرایط بیرونی ، فیزیكی و ... فراهم است تا این خواهران زنده به گور شوند .
قطب الدین صادقی با اشاره به استفاده مناسب از ابزارهای معمولی در دكور گفت : پیچیدگی نمایش و احساسات خواهران برونته بخوبی توسط كاركردهای متفاوت ابزارها به نمایش در می آید . و فضاسازی از طریق مواردی بسیار ساده از جمله نوشتن روی دیوار ، زمین ، پایین آمدن نور و ... این پیچیدگی را به خوبی نشان می دهد .
صادقی هم چنین در مورد بازی های نمایش گفت : بازی تكنیكی و بسیار خوب بازیگران به این اجسام و دكورها معنا و مفهوم می بخشد . بازی تكنیكی این بازیگران گاهی بدور از احساسات و صرفاً تكنیكی و حساب شده است كه تنها بر اثر هماهنگی تكنیكی بازیگران به وجود می آید .مانند بازی كودكانه سه خواهر ، دوختن رومیزی ، نوشتن رمان و ... در این نمایش بازی ها با موسیقی و نور و عوامل بسیاری همراه است . اما موجز كنترل شده و پالوده است . به طوری كه بازیگر لحظاتی سكوت می كند و به تماشاگر اجازه می دهد كه بیندیشد و به عقلانیت درون ذهن آنها برسد . با اینكه این نمایش ابداً احساسی نیست اما تماشاگران در هیچ لحظه ای احساس خود را از دست نمی دهد . كارگردان از احساس به اندازه و موجز استفاده می كند . حتی در صحنه مرگ نمایش اشك انگیز نمی شود و فقط اندكی احساسی می شود . در حالی كه یك كارگردان شرقی در چنین صحنه هایی حتماً اشك تماشاگر را در می آورد .
صادقی واقع گرایی آگاهانه را از برجسته ترین نكات نمایش دانست و گفت : سبك نمایش یك رئالیسم آگاهانه است نه رئالیسم وحشی و رها شده كه در یك فضای باز و نه بسته شكل می گیرد . و این ها همه ما را به سوی یك تئاتر سبك و منعطف همراه با بازی تكنیكی قرار دادی و كد دار رهنمون می شود .
خرد تماشاگر در این نمایش بكار گرفته می شود تا زندگی سه خواهر به كمك درك و خرد تماشاگر روایت شود . این واقعیت گرایی در پایان نمایش در جمله ای زیبا از شارلوت به خوبی بیان می شود .
جایی كه با شارلوت روی آوردن به واقعیت و دوری از بایرن ( شخصیت خیالی ) می گوید : ”بگذار واقعیت خوشبختی را مزه مزه كنم . ”
صادقی این نمایش را مردمی و همه فهم دانست و گفت : این نمایش در عین حال كه با تماشاگر ارتباطی حسی پیدا می كند یك ارتباط كاملاً عقلانی نیز برقرار می كند كه این عقلانیت كاملاً بر اساس احترام به مخاطب است و مخاطب از این طریق تمام احساسات و درونیات شخصیت ها را درك كرده به عبارت دیگر تماشاگر هم ارتباط فردی حسی دارد و هم ارتباط كلی با فلسفه داستان به نظر من این نمایش تداعی كننده این جمله هگل است كه می گوید :‌كار هنری تبدیل امر حسی به امر روحی و تبدیل امر روحی به امر حسی است .
” وی در پایان به بازی فوق العاده بازیگران اشاره كرد و گفت : ” بازیگران این نمایش بسیار پر انرژی و عمیق بازی می كردند به ویژه شخصیت امیلی كه با حركات پر انرژی خود تماشاگر را به وجد می آورد . و این نمایش ها از آن دست نمایش هایی است كه می توان با لذت بازیگران از نمایش لذت برد . “


ایران تئاتر
 
 
 
[ نام ]
   
[ ایمیل ]
   
   
 
 
 
 
تمامی حقوق مادی و معنوی این وب ‌سایت به حوزه هنری استان خوزستان تعلق دارد | نقشه سايت